به گزارش تور مسافرتی، در عصر بازآرایی قدرت ها، جایی که جغرافیای ژئوپلیتیک به سمت الگوهای نوین نفوذ و اثربخشی در حرکت است، مفهومی نو از قدرت درحال تشکیل است: قدرتی نه متکی بر سخت افزارهای نظامی، ساختارهای اقتصادمحور یا ائتلاف های سیاسی بلکه مبتنی بر هویت، فرهنگ و میراث؛ آن گونه که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «قدرت نرم تمدنی» یاد می شود.
در این هندسه نوین جهانی، ایران نه صرفا با تاکید بر منابع نفتی و معدنی، بلکه با سرمایه های تاریخی اش یعنی میراث فرهنگی، درحال بازیابی جایگاه تمدنی خویش است. این میراث، حافظه جمعی و هویت تاریخی ملتی است که در پرتوی گفتگو، عرفان، زیبایی شناسی و خلاقیت شکل گرفته است.
تا امروز، ۲۸ اثر ملموس و طبیعی از ایران در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند که در بیشتر از ۱۰۷ مکان تاریخی و فرهنگی پراکنده اند؛ از بیابان لوت تا مجموعه های عظیم پاسارگاد و تخت جمشید، از ارگ بم تا باغ های ایرانی، از کلیساهای ارامنه تا سازه های آبی شوشتر. این آثار، صرفا بناهای تاریخی نیستند، بلکه متون گویای تمدن غنی ایران در دیدگان جهانیان اند؛ آثاری که اسنادی زنده اند و ایران را نه فقط در هیئت یک ملت یا دولت، بلکه به مثابه یک مفهوم تمدنی برتر به جهانیان معرفی می کنند.
در حوزه میراث ناملموس هم ایران با ۲۶ اثر جهانی، حالا در زمره چهار کشور پیشرو در این حوزه قرار دارد. این میراث ناملموس— از نوروز و تعزیه گرفته تا موسیقی مقامی، آئین های منحصربه فرد و دانش بومی زیست محیطی—شاکله ای از نظام دانایی سنتی ایرانی است که در مقابل جهانی سازی همسان ساز، سبب مانایی و استواری این سرزمین شده است.
امروز، هر کاشی از مسجد جامع اصفهان، هر آجر از چغازنبیل و هر طرح گلابتون دوزی در هرمزگان، یک سفیر مجسم و در عین حال فاخر ایران است. دیپلماسی فرهنگی ما نه در ادبیات رسمی، بلکه در معماری، آیین، رنگ و روایت، در شعر و شعور متجلی است. این گنجینه ها در لحظه ای که یک توریست خارجی در برابرشان می ایستد، تبدیل به یک «ارتباط فرهنگی و تمدنی» می شوند؛ گفت و گویی بی کلام اما ژرف میان ایران و جهان.
وظیفه ما در برابر این سرمایه، حفاظت و صیانت از آن بعنوان یک امانت تاریخی و انتقال خلاقانه اش به نسل آینده به مثابه یک اندوخته معنوی است. حفاظت فیزیکی کافی نیست؛ باید میراث را در ذهن و زبان نسل جدید نهادینه نماییم. اگر دانش آموز ایرانی بداند بر روی چه خاکی گام می گذارد و چه تاریخ شکوهمندی را حمل می کند، هیچگاه از هویت خود گسسته نخواهد شد.
کارشناسان میراث فرهنگی ما، صرفا معماران و مرمت گران بنا نیستند، بلکه روان شناسان هویت اند؛ آنان که ترک های ساختمان ها را مرمت می کنند تا از گسست های هویتی آینده جلوگیری شود. هر سنگ، هر طاق، هر گنبد، حامل معنایی است که بازسازی آن، یعنی بازگرداندن معنا به کالبد اجتماعی ما.
امروز، در بحبوحه نبرد روایتها و تصویرها، آنچه ما را از فروغ می اندازد، نه دشمنی بیگانه، بلکه غفلت خودی است. اگر نظام آموزشی ما به جای تکرار مدام محفوظات، کودکان را هر هفته به موزه ها، بناها و مکانهای تاریخی ببرد، آینده مان را نه فقط باسوادتر، بلکه باشعورتر ساخته ایم.
میراث فرهنگی ایران، نه فقط هویت ما، که ابزار آینده سازی ماست. در جهانی که قدرت های فرهنگی رقیب، به سمت بازنویسی تاریخ و هویت ملت ها حرکت می کنند، ما باید با گفتمان میراث، با دیپلماسی فرهنگی و با پیوندهای بین نسلی، سرمایه تمدنی خویش را از انفعال به کنشگری بدل نماییم.
میراث ما مقدس است؛ نه تنها از آن رو که تبلور تاریخ است، بلکه به این سبب که شالوده آینده ای هویت مند و سربلند خواهد بود.
در پایان، فرارسیدن «روز جهانی موزه ها» و «هفته میراث فرهنگی» را به تمامی اندیشمندان، مرمت گران، کارشناسان دلسوز، فعالان گمنام، حافظان هویت ملی و یکایک تلاشگرانی که با جان و دل در حفظ و احیا این میراث می کوشند، تبریک می گویم.

