به گزارش تور مسافرتی، یک پژوهشگر تاریخ اجتماعی دین در نشست اسناد تاریخی توضیح داد: روند تدریجی محدودیت عزاداری در اصفهان از قمه زنی شروع و به ممنوعیت مجالس روضه انجامید.
به گزارش تور مسافرتی به نقل از مهر، نشست «بررسی اسناد ممنوعیت سوگواری در استان اصفهان در دوره پهلوی اول» شامگاه چهارشنبه به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی مدیریت منطقه مرکزی کشور (اصفهان) برگزار گردید. در این جلسه، محسن حسام مظاهری، نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع، ضمن عرضه توضیحات مبسوط در رابطه با مجموعه ای از اسناد، به تحلیل روند تاریخی محدودیت ها و ممنوعیت سوگواری در دوره رضاشاه پرداخت. محسن حسام مظاهری، نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع
استان اصفهان؛ کانونی ویژه در آیین های عزاداری
مظاهری در شروع سخنان خود اظهار نمود: اصفهان به سبب تنوع آیین های مذهبی و گستردگی آیین های عزاداری، همواره یکی از کانون های مهم این آیین ها در تاریخ ایران بوده و بنابراین بررسی اسناد ممنوعیت سوگواری در این استان اهمیت مضاعفی دارد.
از دوره قاجار تا رضاشاه؛ گذار از توسعه آیین ها به محدودیت ها
به گفته این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع، در دوره قاجار و بخصوص عهد ناصری، آیین های مذهبی همچون تعزیه، قمه زنی و دسته گردانی گسترش قابل ملاحظه ای یافت. با این وجود، در همان دوران هم ادبیات انتقادی نسبت به برخی آیین ها از جانب علما، رجال سیاسی و روشنفکران شکل گرفت.
وی اضافه کرد: رضاخان در سالهای ابتدایی قدرت، بخصوص در دوران سردار سپه ی و ریاست الوزرایی، چهره ای مذهبی از خود به نمایش گذاشت و در مراسم سوگواری حضور پررنگی داشت. اما بعد از رسیدن به سلطنت و آغاز سیاستهای تجدد آمرانه، رویکرد او نسبت به آیین های مذهبی تغییر پیدا کرد و کم کم روند محدودسازی شروع شد.
روند تدریجی محدودیت ها تا ممنوعیت کامل
مظاهری با استناد به اسناد موجود تاکید کرد: روند محدودیت ها در سوگواری از سال ۱۳۰۹ هجری شمسی آغاز و ابتدا به ممنوعیت برخی آیین ها مانند قمه زنی، تعزیه خوانی و دسته گردانی محدود شد، در حالیکه مجالس روضه همچنان آزاد بود.
وی افزود: این محدودیت ها ابتدا از شهر های بزرگ همچون تهران، تبریز و اصفهان شروع شد و کم کم به شهر های کوچک هم گسترش یافت. در اسناد مشاهده می شود که حکومت در کنار اعمال محدودیت، کوشید «عزاداری مطلوب» را از «عزاداری خرافی» تفکیک کند و از این راه زمینه اجتماعی برای پذیرش محدودیت ها فراهم آورد.
از محدودسازی تا برخوردهای سخت گیرانه
این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع با اشاره به ادامه این سیاستها تا میانه دهه ۱۳۱۰ اشاره کرد: از سال ۱۳۱۵ به بعد، محدودیت ها شدت بیشتری یافت و در نهایت از سال ۱۳۱۶ برگزاری مجالس سوگواری به صورت کامل قدغن شد.
وی تصریح کرد: اسناد به خوبی نشان میدهد که این روند نه یک اقدام دفعی، بلکه سیاستی تدریجی، مستمر و حساب شده بود که از راه بخشنامه ها، مکاتبات اداری و حتی ایجاد نهادهای موازی همچون «مؤسسه خطابه» پیگیری می شد. به گفته ی ایشان، این اسناد همینطور نشان میدهد که در مقابل سیاستهای دولتی، مقاومت هایی از جانب مردم، روحانیون و حتی برخی متمولان محلی صورت گرفته است.
مظاهری تاکید کرد: مجموعه اسناد دوره پهلوی اول در اصفهان نشان میدهد که این استان به سبب پیشینه غنی آئینی و مذهبی، یکی از عرصه های جدی کشمکش میان سیاستهای تجددگرایانه دولت و باورهای دینی جامعه به شمار می رفته است.
وی با اشاره به نمونه ای از تعهدنامه های اخذشده از مسؤلان دسته ها و مجالس روضه خوانی بیان کرد: در این اسناد، مسؤلان بر رعایت مواد تعیین شده متعهد می شدند و در صورت تخطی مسئولیت قانونی متوجه آنان بود.
این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع اضافه کرد: همچون شروط ذکرشده در این تعهدنامه ها اجبار به برگزاری مجالس با صندلی و نیمکت، ضرورت سخنرانی آرام و بدون فریاد، حضور بانوان بدون حجاب، محدودیت زمانی دو ساعت برای هر مجلس و ممنوعیت مطلق سینه زنی، زنجیرزنی و دسته بندی سوگواری بوده است.
التزام الزامی مسؤلان محلی به محدودیت عزاداری
به گفته مظاهری، این تعهدنامه ها نه تنها از وعاظ و متولیان مساجد، بلکه از کدخداها و مسؤلان محلات هم دریافت می شده است.
وی به سندی از سال ۱۳۱۶ اشاره نمود که در آن کدخدایان محله های سده اصفهان متعهد شده بودند مانع هرگونه اجتماع و سوگواری شوند و در صورت تخلف با مجازات تبعید مواجه گردند.
این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع اضافه کرد: این اسناد نشان میدهد که حکومت، محدودیت سوگواری را به شکل تدریجی و با اجبار عوامل محلی دنبال می کرده است.
ممنوعیت های تدریجی و مقاومت های مردمی
وی تاکید کرد: اجرای این محدودیت ها در شهرها و بخش های مختلف استان اصفهان با شدت و ضعف متفاوت بوده است.
مظاهری اظهار داشت: در گزارش های مربوط به خمینی شهر و خوانسار، حتی برگزاری مجالس خانگی هم ممنوع اعلام شده بود، در حالیکه در شهرضا و نائین همچنان برخی روضه خوانی ها به شکل مخفیانه در منازل یا حتی حمام های عمومی برگزار می شد.
وی افزود: این مقاومت های مردمی نشان میدهد که محدودیت پنج ساله سوگواری در دوره رضاشاه به یک زخم اجتماعی در بدنه مذهبی جامعه تبدیل شد.
سیالیت اجرای قوانین در استان ها
این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع در ادامه تصریح کرد: اجرای قوانین مربوط به محدودیت سوگواری در مناطق مختلف کشور یکسان نبود و سیالیت بالایی داشت. وزارت کشور در بخشنامه های خود تاکید می کرد که هر ولایت باید متناسب با شرایط عرفی محل، قانون را اجرا نماید.
وی اضافه کرد: به همین دلیل، در بعضی مناطق مانند خوانسار مجالس سوگواری کاملا تعطیل می شد، در حالیکه در شهرضا یک سال بعد همچنان مجالس روضه به صورت محدود ادامه داشت.
تغییر سیاستها بعد از شهریور ۱۳۲۰
مظاهری با اشاره به تحولات بعد از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ توضیح داد: اولین محرم بعد از شهریور ۲۰ نقطه عطفی در سیاستهای مذهبی بود. در تلگرافی که آیت الله کاشانی به نخست وزیر فروغی ارسال کرد، خواهان آزادی سوگواری شد و دولت هم در پاسخ اعلام نمود که در منازل مردم مانعی برای برگزاری روضه وجود ندارد.
وی افزود: این تغییر ادبیات نشان دهنده پایان دوران سرکوب کامل سوگواری ها بود، هرچند همچنان در اماکن عمومی محدودیت هایی برقرار بود.
این پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع در انتها اظهار نمود: بررسی این اسناد نشان میدهد پروژه محدودسازی سوگواری در دوره پهلوی اول بخشی از سیاست کلان تجدد آمرانه بوده است. این سیاست با کشف حجاب، کاهش نقش روحانیت و جایگزینی آیین های سوگواری با جشن های حکومتی همراه شد، اما در نهایت با مقاومت اجتماعی و مذهبی مردم ناکام ماند.
منبع: ftour.ir

